.: میخک :.
  
 
 
آذر 1386
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
 
آرشیو

دلت میخواد پولدار بشی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
جمعه 23 آذر ماه سال 1386
فیلمی که به داد خواستگار عباسپوری رسید

 مجمع عمومی انجمن دانش آموختگان دانشگاه صنعت آب و برق(شهید عباسپور)شایدبهانه ای برای به روز شدن این وبلاگ پس از مدتها باشد.درزمان داشنجویی و فارغ التحصیلی یکی از سخت ترین کارها که باعث ناامیدی بسیاری از دانشجویان دانشگاه می شدتوضیح درباره دانشگاه بود.وقتی که توضیح می گفتی دانشجوی عباسپور هستی اولین سئوال این بود که عباسپورکجاواقع شده و دانشگاه چیست .به دلیل نزدیکی این دانشگاه با امام حسین خیلی هاعباسپور را با این دانشگاه اشتباه می گرفتند.حتی زمانی که محسن رضایی اردوی بصیرت را در دانشگاه عباسپور برگزارمی کردیکی از مطبوعات نوشته بود این اردو در یکی ازپادگانهای اطراف تهران برگزارشده است.به دلیل همین موضوع دردوره ای که ما وارد دانشگاه شدیم فعالیتهایی توسط دانشجویان دانشگاه برای معرفی بیشتر دانشگاه انجام شده بود.با ورود بنده  و علی مکاری ،مرتضی اعلمی،سعید سرسنگی ، علیرضا بختیاری، علیرضا راهنمایی و رضا عسکری  به انجمن اسلامی یکی ازمواردی که دنبال می شد حضور فعال در محافل سیاسی وانتشار بیانیه های انجمن اسلامی در روزنامه ها بود که باعث می شد دانشگاه حداقل دربرخی محافل شناخته شود.

این اقدام درسالهای آینده توسط تشکل های دیگر که تازه در حال شگل گیری بودند مانند شورای صنفی ،انجمن های علمی وکانونهای هنری دنبال می شد.

یکی از اقداماتی که در انجمن اسلامی با خرید دوربین فیلمبرداری و دستگاه میکس از طریق پولهای که به لطف علیزاده طباطبایی دایی مرتضی سرپله رسید ساخت فیلمهای سیاسی بود که توسط وحیدمعصومی،یاسین محمدی،هادی افضل نیا،اصغر بارویی و..انجام می شد.

روزی یکی از دوستان اصولگرا و به تعبیری انصار حزب الله دانشگاه که از مراسم خواستگاری برگشته بودپیش من امد و بابت ساخت این فیلمهای سیاسی از من تشکر کرد.گفتم تغییرخط داده ای  گفت نه ولی یکی از این فیلمها آبروی من را خرید.وقتی به مراسم خواستگاری می خواستم بروم چون عروس خانم توسط خانواده انتخاب شده ما هنوز با هم صحبت نکرده بودیم و اوهم دانشجوی یکی ازدانشگاههای شناخته شده بود و من عزاگرفته بودم که وقتی گفتم دانشجوی دانشگاه عباسپور هستم و او پرسید عباسپورکجاست ضایع می شوم اما وقتی گفتم دانشجوی عباسپورگفت دانشگاه شما را می شناسم تعجب کردم و گفتم از کجا گفت فیلمهای انجمن اسلامی شمارا انجمن اسلامی دانشگاه ما قبل از چند مراسم سخنرانی پخش کرده ونام دانشگاه را در آن فیلم ها دیده ام.

امروزه اما برای بسیاری عباسپور شناخته شده است خصوصادر محیط های عمرانی اما من به دلیل فعالیت در روزنامه هنوز همین مشکل را دارم چرا که بایددر ابتدا توضیح دهم عباسپور کجاست و بعد که متوجه شدند دانشگاهی زیر نظر وزارت نیرواست باید به این سئوال پاسخ دهم که مگر وزارت نیرو هم دانشجوی روزنامه نگاری داردو بعد که توضیح دادم من روزنامه نگاری نخوانده ام و تاسیات آبی یا سازه های آبی که نمی دانم الان چه اسمی در دانشگاه دارد خوانده ام باید توضیح دهم که چرامهندسی را رها کرده و به روزنامه نگاری چسبیده ام.توضیحاتی که احتمالا چندان قانع کننده هم نباشد.

به همین دلیل در شناسنامه وبلاگ  مهندس عمرانی که دوست داشت روزنامه نگار هم بشود دقیقا در حالی که نه روزنامه نگارها او را به روزنامه نگاری قبول دارند،نه مهندس ها به مهندسی را قید کردم.

به هر حال امیدواریم اعضای جدیدانجمن دانش آموختگان موفق باشنداگرچشم نخوردم درباره مجمع عمومی هم در روزهای بعد می نویسم.

 

 


 
چهارشنبه 2 خرداد ماه سال 1386
پیش بینی نصفه

در اواخر دوره انجمن اسلامی که پس از دو دوره حضور در انجمن اسلامی باید تجربه جدید کار کردن با جماعت خانم ها را هم برخود هموار می کردیم برخی از خواهران البته با ظاهرهایی که در حال حاضر بی حجابی نامیده می شود در برنامه های بسیج دانشجویی شرکت می کردند که البته مورد استقبال برادران بسیجی قرار می گرفت.به دلایل سیاسی یا به دلایل دیگر شاید حضور این خانم ها را در برنا مه های بسیج چندان بر ما خوش نمی آمد دلیل ان هم این بود که معتقد بودیم کسانی که با ظاهر این خانم ها مشکل دارند چگونه پذیرای آنان می شوند در حالی که از دیدگاه آنان باید با این نوع پوشش که از دیدگاه آنان بدحجابی بود برخورد شوددر تصور خودمان شاید فکر می کردیم بچه های بسیج به دلایل این که بتوانند عضو بیشتری جذب کنند و یا برنامه های شلوغ تری داشته باشند فعلا ظاهر خانم ها را زیر سبیلی رد می کنند و شکل خوش بینانه آن هم این بود که آنهااصلاح طلب شده بودند و به ظاهر این خانم ها کاری نداشتند  اما به هر حال روزی به آقای حسین علیجانی اصطلاحی را گفتم که بهداشتی آن این می شود که اگر این دوستان بسیجی ما به قدرت برسند بلایی سر این خانم ها خواهند آورد که تصور آن برایتان دشوار است.البته منظور من افراد بسیج در آن برهه نبود و تفکر آن جریان بود با این اوضاع یک بخش پیش بینی من درست در امده و آن بلاهایی است که احتمالا بر سر آن خانم هایی که دربرنامه های بسیج هم شرکت می کردند آمده است اما یک بخش دیگر این که من فکر می کنم حتی بچه های بسیجی آن روز هم چندان از این اوضاع و برخوردها به این شکل راضی نخواهند بود و به عبارتی کار از دست آنها هم در رفته است.


 
دوشنبه 31 اردیبهشت ماه سال 1386
مردم از مرد بد نامردم

 

مدتها است که می خواهم درباره برخورد با بی حجابی بنویسم اما فرصت نمی  دهد چون من می خواهم از نوع عباسپوری آن هم بنویسم فعلا این را ببینید راستی یاد شعر آن خانم افتادم که آی مردم مردم مردم از مردبد نامردم و دیگر این که این کنیزکان خواهر مند ...

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 81806


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
مهندس عمرانی که دوست داشت روزنامه نگار هم بشود اما وقتی خواست وارد روزنامه شود،از بخت خوبش یا احتمالا بد روزنامه ای جز همبستگی باقی نمانده بود،پس به همبستگی رفت و خبر نگار سیاسی و بعد دبیر سرویس سیاسی شد.
بعد از مدتی با معرفی عبدالله رمضان زاده،سخنگوی دولت به شورای اطلاع رسانی دولت رفت ،مدتی آن جا خبرنگار سایت بود و پس از آن سردبیر سایت شد.فعلا هم روزگار را به خبر نگاری  روزنامه اعتماد ملی می گذراند و هم چنان مصر است که هم روزنامه نگار باشد،هم عنوان مهندس را یدک بکشددقیقا در حالی که نه روزنامه نگارها او را به روزنامه نگاری قبول دارند،نه مهندس ها به مهندسی.
شناسنامه کامل من...